تبلیغات
.:: علمی . فرهنگی . هنری ::. - منابع طبیعی

ضمن عرض سلام و خوش آمدگویی به شما کاربر گرامی آرزومندیم لحظاتی پربار و سرشار را در وبلاگ علمی.فرهنگی.هنری داشته باشید... جهت برقراری ارتباط با ما می توانید از قسمت « پست الكترونیك » به این موهم جهت یاری و نقد و پیشنهاد این وبلاگ برای نائل شدن به به اهداف و آرمانهای طراحان و مدیران وبلاگ دست یابید. با تشکر، مدیریت وبلاگ «احسان خدادادی»

 منابع طبیعی  

بنا به دعوت قبلی دانشكده منابع طبیعی دانشگاه تربیت مدرس برای انجام یك سخنرانی در جمع دانشجویان این دانشكده روز سه شنبه مورخ 17/2/87 مهمان این عزیزان بودم. سعی كردم این سخنرانی طوری باشد كه منوط به یك رشته تخصصی خاص نباشد و  بتواند تا حدودی افق دید دانشجویان را با زمینه كاری آینده آنها روشن تر كند

بحثی را كه بمیان كشیدم رابطه نزدیك و هماهنگ آبخیزداری و بیابان زدایی بود كه متاسفانه در بخش های اجرایی و بعضا تحقیقاتی اگر چه هر یك از بخش های مربوطه از سالها پیش عملیات آبخیزداری و مهار بیابان زایی را در گستره كاری خود بدون توجه به آثار مشترك این دو بخش كاری انجام می دهند ولی كماكان هر بخشی و بویژه بخش بیابانزدایی بدون توجه به مناطق بالادست حوضه های آبخیز عملیات خود را در مناطق پایین دست متمركز كرده است لذا سخنان من برای توجه و امعان نظر به مناطق بالادست حوضه های آبخیز جهت برنامه های مهار بیابان زایی بود. اقدامی كه تا كنون از طرف بخشهای اجرایی به آن توجه كافی نشده و صرفا عملیات مهار بیابان زایی در محل بروز و ظهور آثار این پدیده جستجو شده است. از این رو  و برخلاف تصور هرگونه اقدامی كه در مناطق بالادست حوضه های آبخیز برای جلوگیری از بروز و تشدید سیلاب صورت گیرد می تواند عملی در جهت مهار بیابانزایی قلمداد شود خواه این كار توسط بخش آبخیزداری وزارت جهاد كشاورزی باشد و یا وزارت نیرو . لذا تعامل هرچه بیشتر این واحدهای درون و برون سازمانی برای هم افزایی امور مربوط به آبخیزداری و مهار بیابانزایی آنهم در زمانی كه تمامی دستگاههای دولتی برای ارایه برنامه های راهبردی سند چشم انداز 20 ساله جمهوری اسلامی ایران (افق 1404) بسیج شده اند یكی از ضروریات كار است.

مطالب بیشتر را در ادامه مطلب بخوانید

در این نشست بنا به رشته تحصیلی دانشجویان شاخص های بیابانزایی فقط از جنبه آب مطرح شد و به سایر جنبه های بیابان زایی اشاره ای نكردم. در این زمینه سه شاخص مهم به شرح معرفی شد:

سیلخیزی و فزونی سیلابهای مخرب

فزونی و جاری شدن سیلاب‌های مخرب یكی از پیامدهای جدی بیابانزایی بشمار می روند چرا كه باران های سیل آسا و كمیاب در مناطق خشك و نیمه خشك كشور با ایجاد سیلاب باعث هرز روی فزونتر آبهای سطحی در سراب حوضه می شوند. این سیلابها در مسیر خود رسوبات نمكدار و گچی را از ارتفاعات تا انتهای مسیل حمل كرده و انباشت بیش از پیش آن را در پایاب حوضه سبب می شوند. نتیجه این وضعیت كاهش تغذیه طبیعی آبخوانها در سراب حوضه و پیشروی آبهای شور كویر به آبخوانهای پایاب حوضه و اراضی اطراف می باشد. علاوه براین ته نشست رسوبات آغشته به املاح گچ و نمك در آرامگاه سیلاب كه عموما در حوضه های بسته داخلی قرار دارند منشاء پایان ناپاپذیر خاك و ماسه های نمكداری می شوند كه مناطق اطراف خود را آلوده كرده و سبب تخریب خاك و نهایتا از دست رفتن كامل استعداد باروری خاك و در یك كلام بیابانی شدن منطقه می شوند.

افت سطح آبهای زیرزمینی:

بررسی آمار و ارقام موجود از وضعیت بهره‌برداری آب‌های زیرزمینی در حوزه‌های اصلی كشور نشان می‌دهد كه حدود 7 میلیارد مترمكعب بیش از میزان تغذیه از آب‌های زیرزمینی بهره‌برداری می شود از این نظر در اكثر نواحی كشور سطح سفره‌های آب زیرزمینی به‌شدت افت نموده و تراز آن منفی است. این در حالی است كه سالیان متمادی آبیاری به عنوان ساده ترین و تنها چاره درد برای تولید غذای بیشتر در مناطق بیابانی مطرح بوده است اما به دلیل روش های نادرست و غیرعلمی و صرفا آبیاری سنتی ، گذشته از اتلاف آب محدود موجود در این مناطق در بسیاری از موارد اراضی كشاورزی تبدیل به بیابان و كویر شده اند. توسعه كشاورزی از طریق گسترش سطح كشت آبی به جای افزایش تولید در واحد سطح یكی از معضلات كشاورزی ایران بشمار می رود این در حالی است كه راندمان پایین آبیاری در بخش كشاورزی به دلیل مشكلات ساختاری و فقدان مدیریت مصرف آب از عمده‌ترین عوامل افت كمی و اتلاف منابع آب كشور محسوب می شوند بطوریكه میزان كارآیی مصرف آب در بخش كشاورزی به‌طور متوسط حدود 30 درصد برآورد می‌شود. این نكته را باید متذكر شد كه در بسیاری از مناطق ایران  متعاقب افت سطح آب، مشكلاتی همچون خشك شدن چاههای آب، كاهش دبی رودخانه ها،تنزل كیفیت آب،  نشست زمین و تداخل سفره های آب شور و شیرین بوجود آمده است كه این علایم به تنهایی یا باهم بطور واضح و روشن بروز پدیده بیابان زایی را در ناحیه مربوطه نشان می دهد.

- آلودگی و شور شدن آب

یكی از منابع عمده آلودگی آب‌ استفاده روز افزون از نهاده‌های كشاورزی از جمله كودهای شیمیایی و سموم دفع آفات است. سموم كشاورزی و كودهای شیمیایی كه در سالهای اخیر برای مبارزه با آفات و تقویت خاك كاربردهای زیادی پیدا كرده است، با نفوذ در منابع آب‌های سطحی و زیرزمینی، زمینه آلودگی منابع آبی كشور را فراهم نموده‌است. سالانه حجم انبوهی از پساب‌های كشاورزی از طریق رودخانه‌ها و زهكش‌ها وارد منابع آبی كشور شده و زمینه آلودگی و شور شدن بسیاری از منابع آبی كشور را فراهم نموده است. آمار و ارقام نشان می دهد كه هر سال حدود ۲۰ میلیون تن فاضلاب تصفیه نشده به آب هاى داخلى، دریاى خزر و خلیج فارس سرازیر مى شود و نزدیك به ۱۶۳ رودخانه آلوده در كشور شناسایى شده كه 6۰ تا7۰ رودخانه بیشترین آلودگى را دارند. علاوه بر شوری آب كه بر اثر كشاورزی نادرست صورت می گیرد با توجه به تشكیلات زمین شناسی شور در بسیاری از مناطق خشك ایران، شور شدن آب بطور طبیعی نیز اتفاق می افتد باید گفت گسترش شوری در فلات ایران تنها به پهنه های پوشیده از نمك تحت عنوان كفه ها و باتلاق‌های نمك و سفره های آب شور زیر زمینی محدود نیست، بزرگترین مشكل وجود تشكیلات زمین شناسی محتوی رسوبات تبخیری چون گچ و نمك می باشد كه تقریباً در اكثر نقاط ایران وجود دارد. بطور كلی كویرهای نمكی به صورت مركز اصلی پخش نمك عمل می كنند كه در بخش سطحی توسط آب و باد و در قسمت عمقی بوسیله نفوذ جریان آب شور اثرات مخرب خود را در زمین های اطراف برجای می‌گذارند به این ترتیب روان آبهایی كه از مناطق بالادست حوضه بسمت پایاب جاری می شوند در بسیاری از موارد به دلیل عبور از همین سازندهای آلوده به گچ و نمك  شور شده و گذشته از اینكه كیفیت نامناسبی برای شرب و یا كشاورزی پیدا می كنند، مناطق پایین دست خود را نیز آلوده كرده و به نوعی سبب بروز و تشكیل بیابانهای ثانویه می شوند.

عملیات آبخیزداری در جهت مهار بیابانزایی است :

در حال حاضر عمده عملیات آبخیزداری در دو قسمت از حوضه های آبخیز صورت می گیرد.

الف-پخش و گسترش سیلاب در پایاب حوضه

بطور معمول پخش و گسترش سیلاب با اهداف زیر انجام می گیرد:

1- تغدیه مصنوعی آبخوانها به منظور جلوگیری از:

 پیشروی آبهای شور در  لایه های آب شیرین

 نشست زمین

2-تثبیت شن های روان با استفاده از مواد معلق موجود در سیلاب مانند لای، رس و مواد آلی،

3- آبشویی خاكهای شور

4- احیای زمین های فرسایش یافته از طریق ایجاد بندهای خاكی،

5- احیای مراتع و پوشش گیاهی منطقه و درختكاری بمنظور ایجاد بادشكن،

با نگاهی به اهداف پخش سیلاب متوجه می شویم كه تمام سرفصل های كاری مربوطه هر یك به نوعی در جهت مهار بیابان زایی است

ب-مدیریت وكاربری حوضه در سراب (برای کاهش سیلاب)

همانطور كه دیده می شود عموما كارهایی كه در سراب حوضه های آبخیز صورت می گیرد بیشتر مربوط به مدیریت و كاربری حوضه است در واقع مدیریت و كاربری اراضی همان اقداماتی است كه برای حفاظت از آب وخاك و درنهایت كاهش رواناب وسیلاب )كاهش ومهار خسارات سیل ) انجام می شود در این مورد دو هدف كلی زیر مورد توجه قرار می گیرد

1-ایجاد و توسعه پوشش گیاهی به منظور افزایش نفوذ پذیری و ذخیره رطوبت،

2- عملیات سازه ای كوچك ومتوسط در آبراهه ها برای كاهش فرسایش وافزایش ذخیره آب.

با توجه به توضیحات مشروحی كه  كه در بخش سیلخیزی بدان اشاره شد تامین دو هدف فوق از نظر آبخیزداری نیز هر یك منجر به مهار بیابان زایی می شود بنا براین از نظر علوم مربوطه عرصه كاری عملیات آبخیزداری و بیابان زدایی نمی توانند جدای از هم باشند و در عمل نیز مدیریتی درست و كارآمد است  كه بتواند هرچه بیشتر دیدگاهها و تعاملات درون و برون سازمانی را به هم نزدیك كند. مشكلی كه هم اكنون بوضوح در سطوح مختلف سازمانی دیده می شود


نوشته شده توسط احسان خدادادی در جمعه 4 بهمن 1387 و ساعت 03:36 ق.ظ
...صفحات وبلاگ